الان اگر بنده بگویم من نمونه ی حوزه ی علمیه هستم، اصلاً مردم از حوزه ی علمیه متنفّر می شوند. باید بگویم من هم یک طلبه ی ناقص از حوزه هستم، اگریک نواقصی از من دیدی، آنها را به حساب حوزه نگذار. من یک مسلمان کالی(ناقص) هستم. اگر از من اشکالی دیدی به اسلام لطمه نزن.

مرحوم جمال الدین اسدآبادی - خدا او را رحمت کند - می گفت باید اول بگوییم ما مسلمان نیستیم، بعد تبلیغ اسلام را کنیم. ما یک سری سلیقه ی شخصی ازشرق و غرب جمع کرده ایم و اسمش را اسلام ...
افلاطون در سال 427 قبل از میلاد در آتن متولد شد و حدود سال 347 قبل از میلاد در همان شهر درگذشت. نام واقعی این اشرفزاده آتنی اریستوکل بود اما در مدرسه به او لقب "پلاتون - افلاطون" به معنی "گسترده و وسیع" دادند. افلاطون از طرف پدری از اعقاب کدروس آخرین پادشاه اساطیری یونان و از جانب مادر از منسوبین سولون (از موسیقیدانان یونانی) بوده است.
مهمترین رویداد زندگی او آشنایی با سقراط در سال 409 ق بود. اعدام سقراط به دست دموکراتها ضربهای هولناک بر زندگی افلاطون وارد ساخت. افلاطون پس از آن حادثه آتن را ترک کرد. او با این اعتقاد که تا روزی که پادشاهان فیلسوف نشده باشند یا فیلسوفها پادشاه نشده باشند جهان روی خوشی نخواهد دید، قصد داشت یک پیماننامه فلسفی بنویسد و نه یک مباحثه یا گفتگو "دیالوگ". علتش هم آن است که در هیچ یک از دیالوگها از خودش به عنوان شرکت کننده در این گفتگوها نشانی نیست. به این علت که او قصد نداشت به خوانندگانش بگوید "خود او" چه فکر میکرد و یا "خود او" چه پاسخی به بنیادینترین پرسشهای هستی درباره "معنای انسان بودن" میداده است. او میخواست به پیروانش بیاموزد که خودشان فکر کنند و پاسخهای خود را برای این پرسشها بیابند زیرا او میدانست که در این موارد نه او، نه هیچکس نخواهد توانست پاسخ نهایی را که از نظر علمی قابل اثبات باشند بیابند.
افلاطون بر این اعتقاد بود که هر یک از ما باید زندگی خودمان را بسازیم و هیچکس نمیتواند سرنوشت دیگری را بسازد و زندگی او را بزاید.
افلاطون انسان را حیوان معرفی میکند، حیوانی که به او "لوگوس" اعطا شده است لوگوس در متالوژی یونان دارای معانی مختلفی است که میتوان از آن به "تکلم" و "تعقل" یاد کرد.
افلاطون در طی سالهای زندگیش سعی بر آن داشت که به گفته سقراط عمل کند و به طرفدارانش بیاموزد تا به شعاری که بر سر در اصلی معبد "دلفی" حک شده بود و استادش آن را از آن خود ساخته بود عمل کنند؛ و با شعار "خود را بشناس."
1. هرگز کسی را که به طور دایم در حال پیشرفت است هر قدر کم، دلسرد نکن.
2. ما به آسانی میتوانیم کودکی را که از تاریکی میترسد، معذور بداریم. فاجعهی واقعی زندگی زمانی است که انسانها از نور بترسند.
3. مرگ بدترین چیزی نیست که ممکن است بر کسی واقع شود.
4. اگر قرار باشد زنان همان کاری را بکنند که مردان میکنند پس باید به آنها همان چیزهایی را یاد بدهیم که به مردان میآموزیم.
5- جهل، ریشهی همهی شرارتها است.
6- تاوانی که مردمان خوب به خاطر بیتفاوتی نسبت به مسایل عمومی خواهند پرداخت، زندگی کردن تحت حکومت مردمان بد است.
7- عاقل حرف میزند چون چیزی برای گفتن دارد و احمق حرف میزند که چیزی گفته باشد.
8- طی یک ساعت بازی بیشتر از یک سال گفتگو میتوانی خصوصیات اشخاص را کشف کنی.
9- مرد نیک بد نخواهد دید، نه در زندگی و نه پس از مرگ.
10- زندگی که بررسی و مطالعه نشود ارزش زیستن ندارد.
11- تصور جمع بدون تصور فرد ممکن نیست.
12- کلمات دروغ نه تنها فی نفسه بدند بلکه روح را هم به بد آلوده میکنند.
13- هنگامی که شخص متعصب درگیر مشاجره است در قید حقانیت مطلب نیست بلکه فقط دغدغه متقاعد کردن شنوندگانش را دارد.
14- همهچیز بین دوستان مشترک است.
15- بزرگترین مجازات شرارت، شبیه آدمهای شرور شدن است.
16- ورزش اجباری صدمهای به جسم نمیزند، اما دانشی که به اجبار کسب شود در ذهن نمیماند.
17- میتوان گفت هر چیز گمراه کنندهای، مسحور کننده هم هست.
18- انسانها بیعدالتی را محکوم میکنند به خاطر آن که میترسند قربانی بیعدالتی شوند نه به خاطر آن که از انجامش اکراه دارند.
19- شروع مهمترین قسمت کار است.
20- روح انسان فناناپذیر و لایزال است.
21- سه هنر با همهچیز سر و کار دارند: هنر استفاده از چیزها، هنر ساختن چیزها و هنر تقلید کردن از آن دو.
22- ثروت منشا تجمل و تنبلی است، مغز منشا پستی و بیرحمی است و هر دو منشا نارضایتیاند.
23- هیچ انسان خردمندی آن قدر جسور نیست که آنچه را منطقش مورد تعمق قرار داده به زبان براند.
24- عشق ما نسبت به فرزندانمان از بزرگترین آرزوی روح برای فناناپذیر شدن سرچشمه میگیرد.
خاطره علی نسب
نمایندهی قوه قضاییه در شورای فرهنگی اجتماعی زنان گفت: در لایحه حمایت از خانواده پیشبینی شده که برای ثبت مهریههای بالا باید معادل ۱۰ درصد مهریه مالیات پرداخت شود.
به گزارش روز دوشنبه ایرنا به نقل از رسانه مالیاتی ایران، دکتر "فاطمه بداغی" با اشاره به بحث مهریه، گفت: مهریه اکنون با دو مشکل پرداخت نشدن و بالا بودن رقم آن مواجه است.
وی تصریح کرد: برای جلوگیری از مهریه بالا در جامعه ضمانت اجرایی ایجاد شده تا مردم به طور طبیعی مهریه سنگین انتخاب نکنند.
وی گفت: در صورت ثبت مهریههای بالا باید ۱۰درصد مهریه را به عنوان مالیات پرداخت کنند و بنابراین با کمک بحث اخذ مالیات از مهریههای غیر متعارف که تصویب نهایی آن به دولت واگذار شده، مشکل مهریههای سنگین حل میشود.
بنقل از خبرگزاری جمهوری اسلامی
دلایل اشتباه بودن مهریه بالا
1-هر بدهکاری را را باید یکروز داد و مهریه نیز یک دین و بدهکاری محسوب میشود .این درحالیست که مهریه حتی در صورت فوت زن به وراث او ارث میرسد و آنها حق گرفتن مهریه را پیدا خواهند کرد که این موضوع به پیچیدگی رابطه مالی مهریه اشاره دارد.
امام رضا
هنگام ازدواج تلاش کن که مهریه از مهر السنه تجاوز نکند _ و آن پانصد درهم است_ پس رسول خدا به همین مهریه دیگران را به نکاح در میآورد و خود نیز با همین مهر با زنانش ازدواج نمود (500 درهم =5/262 مثقال نقره )
مستدرک الوسائل ج 15 ص 62
2-بدهکاری مرد به زن بر سر مهریه فقط به این دنیا ختم نمیشود و عواقب معنوی و آخرتی نیز بهمراه دارد و چنانچه مهریه در طول زندگی پرداخت نشود مثل دیون دیگر و یا حتی بدتر از آن دیون در آخرت بازخواست خواهد داشت .
رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود :
مَنْ ظَلَمَ اِمْرَأَةً مَهْرَها فَهُوَ عِنْدَ اللّهِ زان یَقُولُ اللّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقِیامَةِ: عَبْدى زَوَّجْتُکَ أَمَتى عَلى عَهْدى فَلَمْ تُوفِ بِعَهْدى وَ ظَلَمْتَ أَمَتى فَیُؤْخَذُ مِنْ حَسَناتِهِ فَیُدْفَعُ اِلَیْها بِقَدْرِ حَقِّها، فَإِذا لَمْ تَبْقَ لَهُ حَسَنَةٌ أُمِرَ بِهِ اِلَى النّار بِنَکْثِهِ لِلْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْؤُولاً.( بحار، چاپ مؤسسه وفاء بیروت، ج 100، ص 349. )
کسى که مهر زن را ظالمانه نپردازد، نزد خداوند زناکار محسوب مى شود، روز قیامت حضرت حق به او خطاب مى کند، بنده من کنیزم را بر اساس پیمانى که با تو بستم « عقد و ازدواج » به تو تزویج نمودم، به پیمان من وفا نکردى، و بر او ستم روا داشتى، سپس به اندازه حق زن از حسنات مرد برداشته در پرونده همسرش مى گذارند، و چون حسنه اى به اندازه پرکردن حق زن نماند، به گناه پیمان شکنى به آتشش مى برند، عهد و پیمان مسئولیت دارد.
3-هنگامی که مهریه زیاد باشد اصولاً مرد نیت بر ندادن مهریه خواهد کرد که بر اساس احادیث این کار معصیت بوده و اساس زندگی زناشوئی را زیر سوال میبرد .
عن ابی عبدالله علیه السلام قال:
من امهر مهرا ثم لا ینوی قضاءه کان بمنزلة السارق.
امام صادق علیه السلام فرمود:
کسی که مهریهای (برای زن قرار دهد) و قصدش این باشد که به او ندهد او همانند دزد است.
4-زیاد بودن مهریه بر اساس شرع و قانون میتواند موجب حق حبس در زوجه شود در این حال علاوه بر اینکه زوجه از همسرش تمکین نمیکند و زندگی مشترکی نیز با او نداشته بدهکار نفقه شده است و در حالی که بدهکار مهریه است نفقه هم باید بپردازد و همچنان زوجه حق دارد زندگی مشترک با زوج نداشته باشد که با روح آرامش و زندگی مسالمت آمیز منافات دارد .
ماده 1085 قانون مدنی مادام که مهریه زوجه تسلیم نشده در صورت حال بودن(عندالمطالبه) مهر، زن می تواند از ایفاء وظائفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند واین امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود
5-احادیث وارده مهریه زیاد را مذموم و ناپسند شمرده اند و موجب دشمنی زن و شوهر بحساب آورده اند و از قرار دادن مهریه سنگین بر حذر داشته اند که این نشان دهنده خطرناک بودن و آرامش ستیز بودن مهریه سنگین است.
قال امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
لا تغالوا بمهور النساء فتکون عداوة.
حضرت علی علیه السلام فرمود:
مهریه زنها را سنگین نگیرید که موجب کدورت و دشمنی گردد.
وسائل الشیعه، ج 15، ص 11
6-برای مهریه های زیاد و خارج از تمکن مالی شوهر خطر به زندان افتادن برای شوهر وجود دارد که در این صورت آبرو و حیثیت شوهر قبل از هر چیزی ممکن است از بین برود .
ماده 2 قانون نحوه اجرای محکومیتهای مالی
ماده 2 ـ هر کس محکوم به پرداخت مالی به دیگری شود چه به صورت استرداد عین یا قیمت یا مثل آن و یا ضرر و زیان ناشی از جرم یا دیه و آن را تادیه ننماید دادگاه او را الزام به تادیه نموده و چنانچه مالی از او در دسترس باشد آن را ضبط و به میزان محکومیت از مال ضبط شده استیفا می نماید در غیر این صورت بنا به تقاضای محکوم له ، ممتنع را در صورتی که معسر نباشد تا زمان تادیه حبس خواهد کرد .
7-زیاد بودن مهریه زن ،فرزندان را از ارث محروم میسازد چرا که در هنگام فوت شوهر اولین حقی که محاسبه میشود مهریه زن است و اگر چیزی از دارائیهای مرد باقی بماند به وراث و فرزندان تعلق میگیرد اما در هنگامی که مهریه زیاد باشد عملاً مالی برای مرد باقی نمیماند تا به فرزندانش به ارث برسد .