وکیل پایه یک

وکیل پایه یک

مطالب ومقالات حقوقی,کیفری،اجتماعی
وکیل پایه یک

وکیل پایه یک

مطالب ومقالات حقوقی,کیفری،اجتماعی

وکلای محترم رفسنجان لطفا توجه فرمایید

با سلام مستدعی است جهت مشارکت و مساعدت چنانچه احد از وکلای محترم

بخواهد همکاری در تهران و کرج داشته باشد با شماره این بنده به شرح ذیل تماس

 حاصل فرمایند.

۰۹۱۲۲۶۴۴۵۵۷  همراه .  <موسسه حقوقی امین ومحسن> کرج ۰۲۶۱۶۵۳۴۴۹۵ دفتر

معاون اول قوه قضائیه: تحول در بخش خصوصی کشور لازم است

خبرگزاری فارس: ابراهیم رئیسی گفت: یکی از مسائل و مشکلات نگاه به بخش خصوصی این است که عده‌ای بخش خصوصی را مساوی با تحول اقتصادی می‌دانند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، ابراهیم رئیسی معاون اول قوه قضائیه امروز چهارشنبه در نشست مشترک مجمع نمایندگان دستگاه‌های نظارتی، اجرایی، دانشگاه‌های و بخش خصوصی همکار در همایش نظارت بر اجرایی سیاست‌های کلی اصل 44 قانون اساسی اظهار داشت: اصل ضرورت تحول اقتصادی در کشور را هیچ کارشناسی انکار نمی‌کند و در بدنه کارشناسی نظام و مدیران ارشد به این ضرورت رسیده‌اند که اقتصاد ما نیاز به تحول جدی دارد.
وی با بیان اینکه بر روی اصل ضرورت تحول اقتصادی در کشور تمامی مسئولان اجماع دارند، گفت: مجموعه دیدگاه‌ها و نظرات برای اجرایی شدن اصل 44 به صورت یک اراده جدی درآمده است. ...

ادامه مطلب ...

سخنگوى قوه قضائیه خبر داد

برکنارى چند قاضى متخلف
367311.jpg
گروه حوادث ـ چند تن از قضات متخلف پس از محاکمه و سلب صلاحیت و انفصال از کار قضایى، برکنار شدند.
به گزارش خبرنگار قضایى ما، علیرضا جمشیدى، سخنگوى قوه قضائیه دیروز در نشست خبرى با خبرنگاران داخلى و خارجى با اعلام این خبر اظهار داشت: پرونده تخلفات قضات در دادسراى انتظامى قضات یا کمیسیون کارشناسى که با حضور رئیس قوه قضائیه تشکیل مى شود، تحت رسیدگى قرار مى گیرد.
بر این اساس در سال گذشته پرونده تعدادى از قضات تحت رسیدگى قرار گرفت که در نهایت با تصمیم کمیسیون کارشناسى و یا رأى دادگاه انتظامى، آنان منفصل یا با سلب صلاحیت قضایى مواجه و از کار برکنار شدند. این نوع برخوردها هم نشان دهنده آن است که دستگاه قضایى بین افراد فرقى نمى گذارد. بنابراین هر فرد در هر مقامى که مرتکب تخلف یا جرم شود، یقیناً با مجازات هاى قانونى روبه رو خواهد بود.
* وى در ادامه درباره دستگیرى «فرزاد کمانگر» هم گفت: او و دو تن دیگر از همدستانش که عضو گروه تروریستى بودند، به اتهام مشارکت در نگهدارى و حمل مواد منفجره بازداشت و در دادگاه انقلاب محاکمه و مجرم شناخته شدند. دادگاه نیز کمانگر را به عنوان محارب به اعدام و ۱۰ سال زندان و دو تن دیگر را به ۱۰ سال زندان محکوم کرد.
*جمشیدى در پاسخ به سؤالى در رابطه با قرائت گزارش تحقیق و تفحص از قوه قضائیه با بیان این که هنوز گزارش به صورت رسمى به دست ما نرسیده است، اظهار داشت: مى دانید که بر اساس قانون هیچ مقام و جایگاهى حق ورود به پرونده هاى قضایى را ندارد. در حالى که ۸۰ درصد این گزارش صرفاً به پرونده ها پرداخته شده است.
* خبرنگارى از جمشیدى در مورد صحت خبر بازداشت یک نماینده مجلس هفتم سؤال کرد که وى گفت: وى به خاطر مسائل اخلاقى دستگیر شده و اکنون در بازداشت است و پرونده متهم نیز در دادسرا تحت رسیدگى قرار دارد.
* سخنگوى قوه قضائیه، همچنین در این نشست از محکومیت شش تن به اتهام اقدام علیه امنیت از طریق شرکت در تجمع غیر قانونى خبر داد و گفت: همه این افراد به دو سال حبس تعلیقى محکوم شده اند.
* سخنگوى قوه قضائیه با اشاره به لایحه بیمه اظهار داشت: نکته مهم این لایحه برابرى دیه و جبران خسارت بین زن و مرد و مسلمان و غیر مسلمان است و از این به بعد شاهد پرداخت دیه یکسان فقط در تصادفات براى زن و مرد هستیم.براى بخش هاى دیگر مانند قصاص هم باید لایحه قانونى تصویب شود.

رنج نامه مرد ثروتمند

366948.jpg
ایران واشقانى فراهانى
«همسرم دائم در فکر تصاحب اموال و دارایى ام بود اما من در تمام این مدت با عشق و محبت به ساختن یک زندگى خوب فکر مى کردم.
زنم همزمان با من به چیزهایى مى اندیشید که حتى تصورش هم سخت است. وقتى درخواست پناهندگى کردم، پى به حقیقتى بردم که ضربه سنگینى به من زد...»مرد آرام روى صندلى دادگاه خانواده جا گرفته بود و سعى داشت با ارائه مدارکى به دادگاه در برابر خواسته وکیل همسرش در مورد دریافت نفقه از خود دفاع کند.
«سال ها پیش مدیریت یک شرکت بازرگانى را بر عهده داشتم و از نظر مالى هم شرایط بر وفق مرادم بود. آنقدر بى نیاز بودم که دیگر پول برایم لذت بخش نبود و دائم در حال خرید ملک و املاک و وسعت اموالم بودم. اما در زندگى خانوادگى با همسرم تفاهمى نداشتم و سرماى حاکم بر روابط مان عذابم مى داد. تا اینکه در اقدامى عجولانه با تشویق یکى از شرکایم تصمیم به جدایى از همسرم گرفتم و به صورت توافقى از هم جدا شدیم. براى آنکه دخترم وابستگى زیادى به من داشت و در کنار من از رفاه بیشترى برخوردار بود، سرپرستى او را بر عهده گرفتم. اما کم کم جاى خالى همسر و یک مادر در زندگى ام نمایان شد. در زندگى سرد و بى روح مان گرماى محبت گم شده و چراغ خانه مان خاموش بود. تا اینکه پاى زنى به شرکت باز شد که پدرش شریک و سهامدار تجارت خانه ام بود. او تصمیم گرفته بود تا جاى پدرش اداره امور را به دست بگیرد. به همین خاطر شبانه روز در کنار هم بودیم. مدتى گذشت که متوجه شدم این زن از شوهر سابقش جدا شده و حضانت پسرش را پذیرفته است. کم کم محبت گمشده ام را در وجود او یافتم و تصمیم به ازدواج گرفتم. خانواده ام که پدر این زن را عامل جدایى من از همسر سابقم مى دانستند، با این تصمیم مخالفت کردند و پدرم هم در اعتراض به این انتخاب مقابلم ایستاد. اما من فکر مى کردم «مریم» همان نیمه گمشده ام است. زنى که مى تواند با نگهدارى از فرزندانمان آرامش رفته را بازگرداند و به خاطر تسلط در کار و تجارت نیز مشاور و امین خوبى باشد. به همین خاطر در برابر مخالفت ها مقاومت کردم و در یک روز بهارى پیمان زناشویى بین ما بسته شد. زندگى آرام و بى دغدغه مان پس از ۳ سال تنهایى در کنار فرزندانمان، شیرین و سرشار از خوشى بود. تا اینکه مریم در جشن سالگرد ازدواج مان از من خواست به خاطر آینده تحصیلى فرزندانمان براى ادامه زندگى به خارج از کشور برویم. وقتى هواپیما در ترکیه به زمین نشست، دلشوره خاصى داشتم. با آنکه قبلاً بارها به خارج رفت و آمد داشتم اما این بار دلم گواهى حادثه اى را مى داد. براى آنکه مقدمات سفرمان به هلند فراهم شود، چند روزى در یک هتل در آنکارا اقامت داشتیم و به طور اتفاقى با خانواده یکى از همکارانم در همان هتل برخورد کردیم. سپس با قطار به فرانسه و از آنجا به هلند رفتیم. خانواده برادرم مقیم هلند بودند. بنابراین از طریق آنها براى دریافت اقامت کمک گرفتیم. اما برادرم تنها سرپرستى دخترم را پذیرفت و حاضر به قبول سرپرستى پسرخوانده ام نشد. در حالى که گرفتار مشکلات زیادى بودم تصمیم به بازگشت به ایران را مطرح کردم. اما زنم پیشنهاد تازه اى داد. او از من خواست تا در کنار فرزندانمان اعلام پناهندگى کنم و ۶ ماه منتظر بمانم تا با اقامت مان موافقت شود. او هم در این مدت به کشور بازگردد تا اموال و دارایى مان را بفروشد و پس از آن با خیالى آسوده نزد ما بیاید و زندگى مان را در خارج آغاز کنیم.»
...
ادامه مطلب ...