وکیل پایه یک

وکیل پایه یک

مطالب ومقالات حقوقی,کیفری،اجتماعی
وکیل پایه یک

وکیل پایه یک

مطالب ومقالات حقوقی,کیفری،اجتماعی

⚖️ عقب‌نشینی املاک در روستاها؛ آیا مالک باید ملک خود را رایگان واگذار کند؟

کی از مشکلاتی که برخی مالکان روستاها با آن روبه‌رو می‌شوند، موضوع عقب‌نشینی ملک در اجرای طرح هادی، تعریض معابر و اصلاح گذرها است. گاهی به مالک گفته می‌شود: «ملک شما در مسیر طرح قرار گرفته و باید عقب‌نشینی کنید و این قسمت را بدون دریافت وجه تحویل دهید.»
اما آیا چنین ادعایی همیشه درست است؟
خیر. صرف قرار گرفتن ملک در طرح هادی، به‌خودی‌خود به معنای سلب مالکیت یا واگذاری رایگان ملک نیست.

سالروزبزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی

به مناسبت سالروز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی
حماسه‌سرای بزرگ ایران و نگهبان زبان پارسی
در تاریخ باشکوه ایران‌زمین، کمتر نامی به درخشش نام فردوسی است؛ شاعری که با سرودن شاهنامه، نه‌تنها زبان فارسی را از خطر نابودی رهاند، بلکه هویت و فرهنگ ایرانی را در قالبی از خرد، پهلوانی، میهن‌دوستی و اخلاق به نسل‌های پس از خود هدیه داد.
حکیم ابوالقاسم فردوسی در قرن چهارم هجری در توس خراسان دیده به جهان گشود. او بیش از سی سال از عمر خود را وقف سرودن شاهنامه کرد؛ اثری که با بیش از پنجاه هزار بیت، روایت‌گر اسطوره‌ها، حماسه‌ها و تاریخ ایران از آغاز تا حمله اعراب است.
فردوسی با زبانی استوار و نگاهی میهن‌دوستانه، قهرمانانی چون رستم، سیاوش، آرش، زال و بسیاری دیگر را در دل فرهنگ ما جاودانه ساخت. در کنار داستان‌ها و نبردها، آنچه شاهنامه را بی‌مانند می‌سازد، روح ایران‌دوستی و پاسداشت بزرگی ایرانیان است.
در یکی از پرشورترین ابیات شاهنامه، فردوسی چنین از عظمت ایران و فر و شکوه کیانی یاد می‌کند:

بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
نَمیرم از این پس که من زنده‌ام
که تخم سخن را پراکنده‌ام
نخواهد مُرد آن‌کس که دل زنده کرد
به گفتار نیک و به پند و خرد
همه سربه‌سر تن به کشتن دهیم
از آن به که کشور به دشمن دهیم
چو ایران نباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد
همه روی یکسر به جنگ آوریم
جهان بر بداندیش تنگ آوریم

این ابیات، نه تنها نماینده والای روح حماسی شاهنامه‌اند، بلکه گویای عشق ژرف فردوسی به سرزمین ایران است؛ عشقی که در واژه‌واژه شاهنامه جاری‌ست.
بزرگداشت فردوسی، بزرگداشت زبان، فرهنگ، تاریخ و هویت ماست. یادش گرامی، نامش جاودان.
به‌قلم:اردشیرامجدی ازکانال:

 ندای حقوقی کیمیا

حکایت نوزدهم گلستان سعدی،نوشیروان گفت:نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود

آورده‌اند که نوشین روان عادل(انوشیروان عادل پادشاه ساسانی) را در شکار گاهی صید کباب کردند و نمک نبود غلامی به روستا رفت تا نمک آرد نوشیروان گفت نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد گفتند از این قدر چه خلل آید گفت بنیاد ظلم در جهان اوّل اندکی بوده است هر که آمد برو مزیدی کرده تا بدین غایت رسیده
اگر ز باغ رعیت ملک خـورد سیبـی   
 برآورند غلامـان او درخت از بیـخ
به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد        
زنند لشکریان هزار مرغ به سیخ
 
حکایت 19 ازگلستان سعدی

زوال حکومت ١٢٠ ساله مغولها در ایران از یک روستا شروع شد

 زوال حکومت ١٢٠ ساله مغولها در ایران از یک روستا شروع شد.
۱۲۰ سال مغولها هرچه خواستند در ایران کردند، جنایتی نبود که از آن چشم پوشیده باشد. از کشتن ۱۰۰هزار نفر در یک روز گرفته تا تجاوز و غارت ‏برخی از قبایل.
مغول‌ها پس از فتح ایران ساکن خراسان شدند ولی چون بیابانگرد بودند، در شهرها زندگی نمی‌کردند.
مغول‌ها همه گونه حقی داشتند، مجاز بودند هرکه را خواستند بکشند، به هرکه خواستند تجاوز کنند و هر چه را خواستند غارت کنند.
ایرانیان برایشان برده نبودند، احشام بودند.
در تاریخ دورهٔ مغول چنان یأسی میان مردم ایران وجود داشت که حتی در برابر کشتن خودشان هم مقاومت نمی‌کردند
ابن تجاوز و غارت ‏برخی از قبایل. می‌نویسد:
یک مغول درصحرایی  به ۱۷ نفر رسید و خواست همه را با طناب ببندد و بکشد هیچکس جرات نکرد مقاومت کند جز یک نفر که همان یک نفر او را کشت...!
‏داستان از روستای باشتین و دو برادر که همسایه بودند شروع می‌شود چند مغول بیابانگرد به خانهٔ این ‌دو می‌روند و زنان و دخترانشان را طلب می‌کنند برخلاف رویه ۱۲۰ سال قبلش دو برادر مقاومت می‌کنند و مغولان را می‌کشند مردم باشتین اول می‌ترسند ولی مرد شجاعی بنام عبدالرزاق دعوت به ایستادگی می‌کند.
‏خبر به قریه‌های اطراف می‌رسد حاکم سبزوار مامورانی را  
ادامه مطلب ...

تبریک میلادحضرت زهرا(س)وروزمادر

گویند مرا چو زاد مادر،

 پستان به دهن گرفتن آموخت*

شب‌ها بر گهواره من، بیدار

 نشست و خفتن آموخت*

دستم بگرفت و پا به پا برد، تا

 شیوه راه رفتن آموخت*

یک حرف و دو حرف بر زبانم،

 الفاظ نهاد و گفتن آموخت*

لبخند نهاد بر لب من، بر غنچه گل

 شکفتن آموخت*

چون هستی من ز هستی اوست،

 تا هستم و هست دارمش دوست*

شعرمرحوم ایرج میرزا بمناسبت

 روزمادرومیلادحضرت

 زهرا(س)تقدیم به همه مادران

 خوب، مهربان وفداکار.