به گزارش ابنا به نقل از سایت "اتحادیه سازمانهای اسلامی در اروپا"،"دیمیتری بولیاکف" فیزیکدان برجسته اوکراینی چندی پیش با حضور در مرکز اسلامی شهر کیف پایتخت اوکراین و با گفتن شهادتین نزد امام جماعت این شهر رسما دین اسلام را برای خود برگزید.
این دانشمند اوکراینی با اشاره به چگونگی محرز شدن حقیقت دین اسلام برای وی تصریح کرد: پس از مطالعه مساله گردش زمین به دور محور خود در احادیث نبوی(ص) تصمیم به مسلمان شدن گرفتم.
بولیاکف 22 ساله در ادامه اظهار داشت: راه آشنایی من با اسلام تنها از راه علمی بوده است؛ من یکی از اعضای گروه علمی فیزیک خلاء هستم که زیر نظر پروفسور " نیکلای کوسینیکف" یکی از دانشمندان برجسته در این رشته کار میکند.
وی تاکید کرد: آنها نمونههای آزمایشگاهی مختلفی را مورد بررسی قرار دادند تا به تحلیل چرایی گردش زمین به دور محور خود که یک نظریه جدید است برسند و سرانجام آن را ثابت کردند ولی غافل از این که این نظریه در احادیث نبوی که از1400 سال پیش به یادگار مانده و همه مسلمانان به آن اعتقاد دارند وجود دارد و این مطلب یک چیز را ثابت میکند و آن این که تنها منبع اسلام و پیامبرش میتواند آفریدگار جهان باشد.
تحلیل ابنا:
آنچه که بیش از پیش در بین قشرعلمی کشورهای غربی می توان یافت موج گسترده گرایش آگاهانه آنها به دین مبین اسلام است.
دانشمندان غربی در رشته های مختلف از روی یافته های جدید علمی که بدست می آورند و پی بردن به اینکه یافته های جدید آنها ،1400 سال پیش در بین مسلمانان نهادینه شده و اسلام آن را معرفی کرده بود با حقیقت دین مبین اسلام آشنا شده وبه این دین مشرف می شوند.
دانشمندان پس از گذشت قرنها، بسیاری از حقایق عالم آفرینش را بر اساس معارف ارائه شده در قرآن، سنت و معارف اهل بیت(ع) بدست میآورند.
بالطبع قرآن یکی از عوامل مهم شناساندن اسلام به متفکران غربی است این تاثیرگذاری به شکلی است که دانشمندان و اندیشمندان غربی نظرات جالب و قابل توجهی درباره قرآن کریم معجزه جاوید پیامبرگرامی اسلام ارائه دهند؛برای نمونه می توان به چند نمونه از این نظرات اشاره کرد:
دکتر فیلیپ، استاد دانشگاه پرینستو:...
آلبرت اینشتین(وفات 1955 م) در رساله ی پایانی عمر خود با عنوان: "دی ارکلرونگ " Die Erkla"rung - von: Albert Einstein – 1954 یعنی:"بیانیه" که در سال 1954 آن را در امریکا و به آلمانی نوشته است - اسلام را بر تمامی ادیان جهان ترجیح میدهد و آن را کاملترین ومعقولترین دین می داند.
این رساله در حقیقت همان نامه نگاری محرمانه ی اینشتین با آیت الله العظمی بروجردی (فوت1340ش =1961م) است که توسط مترجمین برگزیده شاه ایران محرمانه صورت پذیرفته است. اینشتین در این رساله "نظریه نسبیت" خود را با آیاتی از قرآن کریم و احادیثی از (نهج البلاغه) وبیش از همه (بحارالانوار) علامه مجلسی (که از عربی به انگلیسی ترجمه وتحت نظر آیت الله بروجردی شرح می شده) تطبیق داده و نوشته که هیچ جا در هیچ مذهبی چنین احادیث پر مغزی یافت نمیشود وتنها این مذهب شیعه است که احادیث پیشوایان آن نظریه ی پیچیده "نسبیت" را ارائه داده ولی اکثر دانشمندان نفهمیده اند....
این روزها در عزاداریها و تعزیهها آنچه بیش از هرچیز به گوش میرسد استفادهی شاعرانه از واقعهی کربلا در قالب« لسان حال» یا« زبان حال» است. به دلیل محدود بودن منابع تاریخی و مطالب روایی، آن مطالبی که قرار است بیان آن حادثه باشد از زبان اولیا و اشقیای حادثه روایت میشود« گویی» آنان چنین گفتهاند تا هم مشکل سند و ارجاع نداشته باشد وهم حسّ و حال منتقل شود. میزان نزدیکی آن زبان حال با روح ماجرا هم به سواد و بینش و ذوق شاعر یا نویسنده برمیگردد. ظاهراً اوّلین شاعری که این اصطلاح را به کار برده، خیّام است که میسراید: دی کوزهگری بدیدم اندر بازار، بر تازهگلی لگدهمی زد بسیار- وان گل به زبان حال با او میگفت:« من همچو تو بودهام مرا نیکودار.»
میر داماد؛ محمّدباقر برهانالدّین استرآبادی و شیخ بهاءالدّین محمّد عاملی دو تن از نامآورترین استادان ملاصدرایند که پیوند مهر و مودّت عالمانه و سالکانهای بین خود داشتند. آغازگر مکاتبات معمولاً میرداماد شوخطبع بود که بلد بود خوب« منم» بزند. در اشعارش که با نام «اشراق» در آنها تخلّص کرده این امر به چشم میخورد و نیز در حکایاتی که از وی منقول است. میر گاهی مبحثی علمی یا چیستان یا کنایهای را به سوی شیخ بهائی میفرستاد و او هم البتّه در پاسخ در نمیماند. مثلاً میپرسید:«ای سرّ ره حقیقت ای کان سخا/ در مشکل این حرف جوابی فرما- گویی که خدا بود و دگر هیچ نبود/ چون هیچ نبود پس کجا بود خدا؟» و بهاءالدّین جواب میدهد:
وآنچه برخى نقل کردهاند که على ( ع ) پس از تهدید ناگزیر از بیعت شد ونوبت به احراق نرسید ، مخالف نقل بخارى است ، که در نزد اهل سنت از اعتبار بیشترى برخوردار است ، ونیز شواهد حدیثى وتاریخى ، آن رامردود مىداند . بلى قافیه این مرثیه و نوحه با سرودن طلیعه آن به زبان هر سرایندهاى جارى مىشود ، چون با قسم به آتش زدن خانه ، وسپس براى وفاء به قسم با مشعل به در خانه آمدن ، و سقط جنین و . . . از دنیا رفتن پس از مدت کوتاهى ، قتل و شهادت و مستند به این مقدمات خواهد بود . هر چند بعضى از ناقلین این مرثیه و مصیبت به نتیجه آن تصریح نکرده باشند . امّا همانطور که گذشت این مرثیه به وسیله پدر فاطمه ( س ) پیامبر اکرم ( ص ) و فرزندانش ائمه اطهار : تا پایان سرائیده شد . تا اینجا به گوشهاى از شواهد تاریخى حدیثى بر شهادت فاطمه زهرا ( س ) از منابع معتبر اهل سنت اشاره شد . مطلب آنقدر واضح و روشن است که نیازى به تکثیر منابع نیست .
برای خواندن ادامه متن بر روی ادامه مطلب کلیک کنیدامّا از طرف دیگر فاجعه آن قدر بزرگ و سنگین است که هر چند نتوان در ادلّه و مستندهاى تاریخى و حدیثى آن خدشه نمود ، امّا باز هم عواطف و احساسات به سختى مىتواند آن را باور کند . مگر على ( ع ) نبود ؟ چگونه جرأت کردند ؟ ...